سلام ای بوی آشنایی
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:17
همچنان که نشسته ام صدای بُخارِ کتری را میشنوم که دارد روی شعله گاز خبرم میدهد که آب بجوش آمده است بگذار یک چای ، با طعم هِل دَم کنم و بعد در تنهایی خویش جایتان خالی بنوشم... چقدر زمان اینجا کند میگذرد احساس میکنم مدت زیادی هست که اینجا مانده ام. دلم تنگ شده است...چقدر این شعر شفیعی کدکنی حال روز من ...
بخند
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:17
آقای مجری: ببینید بچه ها فکر کنید شما یه خونواده هستین که اومدین خونه ما مهمونیکلاه قرمزی: من الان کی هستم؟آقای مجری: الان مثلا تو مامانی، جیگر هم بچتهکلاه قرمزی: یعنی من نزاییدم نزاییدم بعد از این همه سال خر زاییدم؟آقای مجری : درخواست مون رومی تونیم با یه کلمه قشنگ بگیم .مثلا یه لیوان آب بخوایم چی ...
آرام بودن را تمرین کنیم
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:17
آرام بودن را تمرین کن…نه فقط در ظاهر، بلکه در عمق وجودت.آرام خوردن یعنی مزه کردن لحظه، یعنی احترام به بدن، یعنی تبدیل غذا به مراقبهای بیکلام.آرام راه رفتن یعنی حس کردن زمین زیر پا، یعنی هر قدم را آگاهانه برداشتن، نه برای رسیدن، بلکه برای بودن.آرام فکر کردن یعنی رها شدن از شتاب ذهن، از قضاوتهای بی...
خوب من
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:17
"خوب من" بعضی ترانه ها پر از مفهوم هستند،پر از درس زندگی، پر از خاطرات ،پر از شوق حضور ،مثل این ترانه :زندگی با تو چقدر قشنگه، خوب منآسمون عشق چه آبی رنگهسر بزار آروم به روی شونم شیرینموقتی که خسته از این زمونمای غم عشق تو چاره منبودنت عمر دوباره منتوی این شبهای بی ستارهچشمهای قشنگ تو ستاره منخوبه م...
شور تماشایی من شعر بخوان با لب من
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:17
"شور تماشایی من شعر بخوان با لب من" بی سر و سامان تو شد شانه ی سر خورده ی منرنگ بزن بر لب این خنده ی دل مرده ی من ساکت تنهایی من حرف بزن با شب منشور تماشایی من شعر بخوان با لب من بغض منی آه منی حسرت دلخواه منیدوری و دلتنگ توام زخمی و همراه منی من غم پنهان توام حال پریشان توامپلک بزن تا بپرم مستی چشم...
بهترین ِ بهترین ِ من
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:17
"بهترين ِ بهترين ِ من" زرد و نيلى و بنفشسبز و آبى و كبود!با بنفشه ها نشسته امسال هاى سالصبح هاى زود.در كنار چشمه ى سحرسر نهاده روى شانه هاى يكدگرگيسوان خيسشان به دست بادچهره ها نهفته در پناه سايه هاى شرمرنگ ها شكفته در زلال عطرهاى گرممى تراود از سكوت دلپذيرشانبهترين ترانه،بهترين سرود!مخمل نگاه اين ب...
سلام و هزاران سلام بیکران
-
تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:24
سلام و هزاران سلام بیکرانحال من خوب است خدارو شکر ، حالا نه از آن حال های خیلی خوبِ در حد شور ذوق شعف ولی خوب هست خدارو شکر.زندگی همین است هرچه توقع و انتظار از خودت بیشتر باشد باید تلاش بیشتری کنی، هرچه بهترین ها را دوست داشته باشی و بهترین ها را بخواهی باید بیشتر و بهتر هم تلاش کنی.به بطور نسبی سخ...
به دیدارم بیا هر شب
-
تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:24
به دیدارم بیا هر شبدر تالاب ِ من دیری ست که درخوابند آن نیلوفر آبی و ماهیها، پرستوها.بیا امشب که بس تاریک و تنهایمبیا ای روشنی ، اما بپوشان رویکه می ترسم ترا خورشید پندارندو می ترسم همه از خواب برخیزند و می ترسم که چشم از خواب بردارندنمی خ...202020جزئیات بیشتر درباره به دیدارم بیا هر شب
من چه میدانستم
-
تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:24
"من چه میدانستم"من چه میدانستم که تو از خاطره ی پنجره ها خواهی رفت! من چه میدانستم که دگر عطر تو در کوچه نخواهد پیچید. من به باریدنِ آوایِ خوشِ لحنِ تو در حافظه ی این خانه ، و به اعجاز دو چشمان تو عادت دارم.. من به بودن ، وَ به بوییدنِ هر بارِ قدم هایِ تو و من به تو تو تو تو من به تو ای عشق عادت دار...
گاهی بیا کنار غزلهای من بخواب”
-
تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:24
گاهی بیا کنار غزلهای من بخواب”ای ماه روشنای شبِ بیقراریاماز لابهلای شعر غمانگیز من بتابگاهیمرا ببوس پر از زخم کاریامتا التیام بوسه بکاهد از التهابجزئیات بیشتر درباره گاهی بیا کنار غزلهای من بخواب”غزلهای، بمان، گاهی، جوانی، دیدهیمیخواهم از حکایت نایم شکایتیبنویسم از ملالِ خزانهای بیحسابیک شب ب...
بیا به یاد گذشته کمی قدم بزنیم
-
تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:24
"بیا به یاد گذشته کمی قدم بزنیم"به یاد کوچه ی گلها به زیر هاله ماهدر امتداد شبی از سپیده دم بزنیمبیا به جای سئوال و جواب مبهم تلخهزار خندهی شیرین بجای غم بزنیمجزئیات بیشتر درباره "بیا به یاد گذشته کمی قدم بزنیم"بزنیمبیا، گذشته، عبور، مرور، دردکهبیا به رسم طنینِ سکوت برکه ی آبنشسته بر لبِ جویی بهانه...
پشت پرده
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 1:08
در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.1231123/23.50-
"از بهترین ها"
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:31
"از بهترین ها"عطرآگین"از بهترین ها"سید محمد داوود میرباقری (معروف به داود مرباقری) ۸ خرداد ۱۳۳۷ در روستای خیج از توابع شاهرود به دنیا آمد. همان روستایی که بعدها بخشهایی از سریال «گرگها» را آنجا فیلمبرداری کرد. از سال 61 وارد تلویزیون شد و آغاز فیلمسازی او وقتی حدودا بیست و دو ساله بود با چند تئاتر...
"آفرین "
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:31
"آفرین "عطرآگین"آفرین "انگار کتابی زیبا دارم که هر بخشی از آن هر روز نگارش و چاپ میشود و من مشتاقانه هر شب آن را میخوانم و از لذت خواندن آن حظ میکنم، گویی هر روز را دو بار زندگی میکنم یکبار اینجا و یک بار از نو آنجا.آفرین، آفرین