خرید بک لینک

آرام بودن را تمرین کن…
نه فقط در ظاهر، بلکه در عمق وجودت.
آرام خوردن یعنی مزه کردن لحظه، یعنی احترام به بدن، یعنی تبدیل غذا به مراقبه‌ای بی‌کلام.
آرام راه رفتن یعنی حس کردن زمین زیر پا، یعنی هر قدم را آگاهانه برداشتن، نه برای رسیدن، بلکه برای بودن.
آرام فکر کردن یعنی رها شدن از شتاب ذهن، از قضاوت‌های بی‌وقفه، از پرسه‌های بی‌هدف در گذشته و آینده.
آرام صحبت کردن یعنی انتخاب واژه‌ها با دقت، با مهر، با حضور؛ یعنی تبدیل گفت‌وگو به ارتباطی واقعی، نه فقط تبادل صدا.
آرام بودن، تمرینی‌ست برای بازگشت به خود.
برای این‌که در میان هیاهوی جهان، صدای درونت را بشنوی.
برای این‌که بفهمی زندگی فقط در لحظه‌ی حال جریان دارد، نه در خاطره‌ی دیروز و نه در خیال فردا.
آرام بودن، نوعی مراقبه است؛ مراقبه‌ای که در آن، هر حرکت، هر نگاه، هر نفس، تبدیل می‌شود به فرصتی برای آگاهی، برای اتصال، برای آرامش..

آرام کن آشفتگی های مرا آرامشم

تنها تو می دانی که من دارم چه دردی می کشم

آرام کن این صبحِ در تاریکیِ شب مانده را

این آفتابِ نیمه جانِ بی تو در تب مانده را

تو هستی و این دردها بر من احاطه می کنند

غم های غربت ادّعای آشنایی می کنند

باید ببخشی ای خدا من هم کمی تنهاترم

عاشق شدم اما خودت دیدی چه آمد بر سرم

قرار بی قراریم! خودت کنار من بمان

به هر که می سپاریم خودت کنار من بمان

برچسب: نویسنده: nasimesahar981401 تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

صفحه بندی